الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : ژرفا )
65
نبرد جمل ( فارسى )
يقمؤ فى بيتك : در خانه تو ميخورْد و ميآشاميد . بذخ : باد غرور و ريا و تكبر . سكنى عقيراك : در جاى خود بمان ! عقار را نيز از همين رو به اين اسم خواندهاند ؛ زيرا مكانى ثابت دارد . عقر الدار يعنى اصل آن . فلاتضحى بها : خداوند فرمايد : « انك لاتظمؤ فيها و لاتضحي : در آن جا نه تشنه ميگردى و نه آفتابزده . » [ طه : 119 ] مقصود اين است كه پيش چشم همگان قرار مگير و خودت را در معرض آنان قرار مده . پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) به مردى مُحرم فرمود : به خاطر خدايى كه برايش احرام نمودهاي ، « اضح » يعني : به مكان روباز برو و از جايى كه سقف و پوشش دارد ، خارج شو ! فراطة فى البلاد : حركت و رفت و آمد . لاترأبه النساء : زنان آن را جمع نميسازند و ترميم نميكنند . حمادى النساء : كار ستوده از زنان . غض بالاطراف : در سخن گفتن ، كنارههاى دهان خود را باز نكردن . قصر الوهاده : ( ج : وهد و وهاد ) . وهاد ، جاى پست و فرورفته است . ناصة قلوصا : نص يعنى با شدّت كشيدن . از همين باب است ، آن حديث : رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) هنگامى كه فراخى و گشايشى مييافت ، « نص » يعنى شتاب ميكرد . نيز از همين باب است : « نص الحديث » يعنى خبر را به اهلش به سرعت رساند . منهل : آبشخورگاه . مهواك : جايى كه در آن فرود ميآيى و قرار ميگيري . خداوند فرمايد : « والنجم اذا هوي : سوگند به اختر چون فرود ميآيد . » [ نجم : 1 ] سدافته : از سدفه است به معناى شدّت تاريكي . قاعة الستر : قاعة الدار يعنى صحن خانه . سدة : در . ( الاختصاص ، مفيد ، 116 )